تبليغاتX
پیاده رو - عکس شومبولی خانوادگی

پیاده رو

من, تمرین نوشتن می کنم.

 

توضیح عنوان : به تعریف کتی عکس شومبولی عکسی است که از فرزندان ذکور زیر چهار سال بصورن کون برهنه گرفته می شود. نمایش آلت در عکس الزامیست.

پسر خاله مادرم ٬ کمال ٬ چای می خورد. از اوضاع خراب اقتصاد می گوید. از اینکه ده سال آزگار میانگین سالی دو میلیون پول مدرسه غیر انتفایی داده و پسرش  ریده است به کنکور. بالای سرش عکس شومبولی کمال را آویخته اند. تجسم بفرمایید. کمال بزرگ زیر شومبول سیاه سفید کمال کوچک چای می نوشد. و من خیره به شومبول مانده ام. کمال عکس ٬شومبول را کشیده است ُ بیرحمانه. با دست راست. تخمهایش هم بزرگ است. به نسبت جثه اش. کمال ناراضی هم به نظر تخمهای آویزانی دارد. از کناره های درز خشتک شلوار سبزرنگش تخمها به طرفین سریده اند.   

در عکس پسر عموهایم روی تخت فنری خوابیده اند. از ۴ ماهه تا دو ساله. شومبول ها رو به آسمان. همه دوربین را نگاه می کنند و می خندند. زن پسر عموبم هم می خندد و می گوید : " وای امیر ٬ چرا اینجوری کشیدیش " در دلم می گویم : " مردی الان هم بگو بندازه بیرون ٬ بکشه ٬همه بخندیم. "

من شومبول هم ندارم فلذا عکسش را هم ندارم. عکس نانازی هم ندارم. بین دوستانم کسی را نمی شناسم که داشته باشد . از لحاظ فرهنگی هم طبیعی است که ما نباید عکس شومبولی داشته باشیم. اگر عکس نانازی موجود بود خدا می داند الان از کدام وبسایت یا میدان تهران سر در آورده بود. بشتابید " عکس کس نو نهال میش آبادی. دو تومن " . عکس را باز کنید می بینید نو نهال یک ساله روی ملافه زرافه دار به شما لبخند می زند. ایران که بودم دوستی چشم سبز برایم توضیح داد که مشکلات زنان خیلی فراتر از سنگسار و حق طلاق و حق مسکن و دیه و حق  ورود و خروج آزادانه از کشور و ... این چیز های پیش پا افتاده و مسخره است. دوست عزیز من خیلی فکر کردم. حق با شماست. فکر کنم مشکل اصلی و ریشه دار نداشتن عکس شومبولی است. به امید اینکه روزی هر زن ایرانی یکدانه اش را به دیوار اتاقش بیاویزد. و بعد زیرش  با افتخار چای بخورد.

پینوشت : نام صاحب عکس کس به علت همنامی با یک خانم تغییر کرد. نونهال میش آبادی عزیز اگر اینحا را میخوانی به من فحش بده من اسمت را تفییر بدهم.

 

 

+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:48  توسط پیاده  |